با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

فرار به انگلیسی

آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

گریز، هزیمت

فونتیک فارسی

faraar
اسم
escape, runaway, getaway, defection, running away, flight, dodge, elusion, circumvention, desertion, break, scamper, decamping, bolt, evasion, outflow, lam

- از فرار سرمایه‌ جلوگیری کردن

- to staunch the escape of capital

- دزدان دست و پای او را بستند و فرار کردند.

- The robbers bound his hands and feet, and escaped.

- او متهم به همدستی در فرار زندانیان است.

- He is accused of complicity in the prisoners' escape.
ناپایدار، ازبین‌رونده، بخارشونده

فونتیک فارسی

farraar
صفت
عامیانه volatile, fugacious, evaporating, fugitive, unstable, evasive, elusive

- بازار سهام محلی فرار است که در آن قیمت‌ها می‌توانند در عرض چند ثانیه نوسان داشته باشند.

- The stock market is a volatile place where prices can fluctuate wildly in a matter of seconds.

- گاز فرار

- volatile gas
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد فرار

ارجاع به لغت فرار

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «فرار» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/فرار

لغات نزدیک فرار

پیشنهاد بهبود معانی