با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

مخدوم به انگلیسی

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

ارباب

فونتیک فارسی

makhdoom
صفت
ادبی served, waited on, master, patron

- مخدوم ارجمند

- valued patron

- مخدوم ثروتمند سخاوتمندانه وقف کرد.

- The wealthy patron generously donated.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد مخدوم

ارجاع به لغت مخدوم

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «مخدوم» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/مخدوم

لغات نزدیک مخدوم

پیشنهاد بهبود معانی