با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

موجودی به انگلیسی

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

آنچه که موجود است

فونتیک فارسی

mõjoodi
اسم
stock, inventory, cash on hand, (credit) balance, balance in hand, supply, bankroll, kitty, store, assets

- موجودی حساب من چقدر است؟

- How much is the balance of my account?

- ما موجودی سوخت خود را تمام کردیم.

- We finished our supply of fuel.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد موجودی

ارجاع به لغت موجودی

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «موجودی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/موجودی

پیشنهاد بهبود معانی