امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Absorption

əbˈzɔːrpʃn əbˈsɔːpʃn / / -ˈzɔːp-
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    absorptions

معنی

noun
جذب، درکشی، درآشامی، فریفتگی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد absorption

  1. noun assimilation, incorporation
    Synonyms:
    intake reception ingestion consumption digestion absorption imbibing inhalation penetration retention saturation fusion soaking up exhaustion osmosis impregnation suction taking in
  1. noun total attention toward something
    Synonyms:
    concentration engagement fascination involvement immersion preoccupation intentness occupation captivation engrossment raptness holding enthrallment hang-up
    Antonyms:
    distraction boredom

ارجاع به لغت absorption

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «absorption» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/absorption

لغات نزدیک absorption

پیشنهاد بهبود معانی