امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Become Bored

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
کسل شدن (kasel shodan), حوصله سر رفتن (hosele sar raftan)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
- I become bored easily if I don't have something to do.
- اگر کاری برای انجام دادن نداشته باشم، به راحتی حوصله‌ام سر می‌رود (یا کسل می‌شوم).
- The students became bored during the long lecture.
- دانش آموزان در طول سخنرانی طولانی کسل شدند.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت become bored

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «become bored» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/become-bored

لغات نزدیک become bored

پیشنهاد بهبود معانی