با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Behalf

bɪˈhæf bɪˈhɑːf
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    behalves

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun B2
بابت، از طرف
- I speak in his behalf.
- از جانب او حرف می‌زنم.
- On behalf of the bride and the groom, I wish to thank all the guests.
- به نمایندگی عروس و داماد از همه‌ی مهمانان تشکر می‌کنم.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد behalf

  1. noun personal interest
    Synonyms: account, advantage, aid, assistance, benefit, cause, concern, countenance, defense, encouragement, favor, furtherance, good, help, part, place, profit, recommendation, representation, sake, service, side, stead, support, welfare

Collocations

ارجاع به لغت behalf

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «behalf» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/behalf

لغات نزدیک behalf

پیشنهاد بهبود معانی