با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Bloodroot

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
گیاه‌شناسی خون‌ریشه (Sanguinaria canadensis از خانواده‌ی poppy)
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد bloodroot

  1. noun Perennial woodland native of North America having a red root and red sap and bearing a solitary lobed leaf and white flower in early spring and having acrid emetic properties; rootstock used as a stimulant and expectorant
    Synonyms: puccoon, redroot, tetterwort, sanguinaria-canadensis

ارجاع به لغت bloodroot

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bloodroot» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bloodroot

لغات نزدیک bloodroot

پیشنهاد بهبود معانی