با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Bogus

ˈboʊɡəs ˈbəʊɡəs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more bogus
  • صفت عالی:

    most bogus

معنی و نمونه‌جمله

adjective
ساختگی، جعلی، قلابی
- Her claims are all bogus.
- ادعاهای او همه نادرست است.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد bogus

  1. adjective counterfeit
    Synonyms: artificial, dummy, ersatz, fake, false, fictitious, forged, fraudulent, imitation, not what it is cracked up to be, phony, pretended, pseudo, sham, simulated, spurious
    Antonyms: authentic, genuine, real

ارجاع به لغت bogus

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bogus» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bogus

لغات نزدیک bogus

پیشنهاد بهبود معانی