با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Cornet

kɔːrˈnet ˈkɔːnɪt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun countable
انگلیسی بریتانیایی نان قیفی (بستنی)
- The children happily licked their cornets.
- بچه‌ها با خوشحالی نان‌های قیفی‌شان را لیس می‌زدند.
- The vendor handed the out cornets to the eager customers.
- فروشنده نان‌های قیفی را به مشتریان مشتاق داد.
noun countable
موسیقی کورنت (نوعی ساز بادی برنجی)
- I am learning how to play the cornet.
- دارم نحوه‌ی نواختن کورنت را یاد می‌گیرم.
- The cornet gleamed under the stage lights.
- کورنت زیر چراغ‌های صحنه می‌درخشید.
noun countable
قیف کاغذی (شیرینی و غیره)
- The vendor handed me a warm cornet filled with freshly popped popcorn.
- فروشنده یک قیف کاغذی گرم پر از پاپ‌کورن تازه به من داد.
- The pastry chef filled the cornet with whipped cream.
- قناد قیف کاغذی را با خامه‌ی فرم‌گرفته پر کرد.
noun countable
(نظامی) پرچم‌دار (سواره‌نظام)
- The cornet led the cavalry troop into battle.
- پرچم‌دار سواره‌نظام را به سوی نبرد هدایت کرد.
- The young soldier aspired to be cornet one day.
- سرباز جوان آرزو داشت روزی پرچم‌دار شود.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cornet

  1. noun A brass musical instrument with a brilliant tone; has a narrow tube and a flared bell and is played by means of valves
    Synonyms: horn, trumpet, headdress, instrument, trump

ارجاع به لغت cornet

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cornet» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cornet

لغات نزدیک cornet

پیشنهاد بهبود معانی