با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Elaboration

əˌlæbəˈreɪʃn̩ ɪˌlæbəˈreɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun countable uncountable
توضیح با جزئیات، شرح‌وتفصیل
- The speaker's lack of elaboration left the audience confused.
- عدم توضیح با جزئیات سخنران باعث سردرگمی حضار شد.
- His elaboration on the topic impressed the entire class.
- شرح‌وتفصیل او در مورد موضوع، کل کلاس را تحت‌تأثیر قرار داد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد elaboration

  1. noun illustration
    Synonyms: comment, discussion, amplification, explanation

ارجاع به لغت elaboration

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «elaboration» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/elaboration

لغات نزدیک elaboration

پیشنهاد بهبود معانی