با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Footling

ˈfuːtl̩ɪŋ ˈfuːtl̩ɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective informal
قدیمی بی‌اهمیت، پیش‌پاافتاده، بی‌ارزش، بی‌فایده
- I didn't want to waste my time on such a footling task when there were more important things to do.
- وقتی کارهای مهم‌تری برای انجام دادن وجود داشت، نمی‌خواستم وقتم را روی چنین کار بی‌اهمیتی تلف کنم.
- The footling argument over which color socks to wear seemed silly to me.
- بحث و جدل بی‌ارزش سر اینکه کدام رنگ جوراب را بپوشم، به نظرم احمقانه بود.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد footling

  1. adjective (informal) small and of little importance
    Synonyms: fiddling, lilliputian, little, piddling, piffling, petty, picayune, trivial

ارجاع به لغت footling

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «footling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/footling

لغات نزدیک footling

پیشنهاد بهبود معانی