با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Foxhound

ˈfɑːkshaʊnd ˈfɒkshaʊnd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun countable
جانورشناسی سگ شکاری، سگ مخصوص شکار روباه
- I heard the distant howl of a foxhound in the distance.
- صدای فریاد یک سگ شکاری را از دور شنیدم.
- The foxhound sniffed the forest floor, searching for its prey.
- سگ شکاری کف جنگل را بو می‌کشید و به‌دنبال طعمه‌ی خود می‌گشت.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت foxhound

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «foxhound» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/foxhound

لغات نزدیک foxhound

پیشنهاد بهبود معانی