با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Inviting

ɪnˈvaɪtɪŋ ɪnˈvaɪtɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective
وسوسه‌انگیز، مجذوب‌کننده، اغواگر، جذاب، کشنده
- her inviting look
- نگاه وسوسه‌آمیز او
- The lush green garden was an inviting spot.
- باغ سرسبز مکانی جذاب بود.
- a big, inviting-looking cake!
- کیک بزرگی که انسان را به سوی خود می‌کشد!
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد inviting

  1. adjective alluring, captivating
    Synonyms: agreeable, appealing, attractive, beguiling, bewitching, charming, cordial, delightful, encouraging, engaging, enticing, fascinating, intriguing, magnetic, mouthwatering, open, persuasive, pleasing, provocative, seductive, tempting, warm, welcoming, winning, winsome
    Antonyms: disenchanting, disgusting, uninviting

لغات هم‌خانواده inviting

ارجاع به لغت inviting

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «inviting» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/inviting

لغات نزدیک inviting

پیشنهاد بهبود معانی