با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Minuscule

ˈmɪnəskjuːl ˈmɪnəskjuːl ˈmɪnəskjuːl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    minuscules
  • صفت تفضیلی:

    more minuscule
  • صفت عالی:

    most minuscule

توضیحات

همچنین می‌توان از miniscule به‌ جای minuscule استفاده کرد.

معنی و نمونه‌جمله

noun adjective
کوچک، خرد ،حرف کوچک
- the minuscule wages of school janitors
- دستمزد بسیار ناچیز پیشخدمت‌های مدرسه
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد minuscule

  1. adjective tiny, very small
    Synonyms: diminutive, dwarf, infinitesimal, itsy-bitsy, Lilliputian, little, meager, microscopic, mini, miniature, minute, pint-sized, puny, short, slight, small-scale, stunted, teensy, teeny, trivial, undersized, wee

ارجاع به لغت minuscule

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «minuscule» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/minuscule

لغات نزدیک minuscule

پیشنهاد بهبود معانی