با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Piscatory

ˈpɪskətɔːriː pɪskətərɪ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective
( piscatorial )وابسته به ماهیگیری، وابسته به صید ماهی
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت piscatory

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «piscatory» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/piscatory

لغات نزدیک piscatory

پیشنهاد بهبود معانی