با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Prentice

ˈprenˌtɪs ˈprentɪs
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

همچنین به این شکل نیز نوشته می‌شود: prentice'

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun countable
قدیمی شاگرد، کارآموز
- The prentice was eager to learn the craft of blacksmithing from his master.
- این شاگرد مشتاق بود که هنر آهنگری را از استادش بیاموزد.
- The 'prentice was excited to start his new job and learn new skills.
- این کارآموز از شروع کار جدید و یادگیری مهارت‌های جدید هیجان‌زده بود.
verb - transitive
قدیمی شاگردی کردن، کارآموزی کردن، به شاگردی پذیرفتن
- The ambitious young man sought to 'prentice under a successful entrepreneur to learn the ropes of business.
- این جوان جاه‌طلب در پی کارآموزی کردن زیر نظر یک کارآفرین موفق بود تا اصول و رویه‌های کسب‌وکار را یاد بگیرد.
- The experienced blacksmith agreed to 'prentice his nephew in the art of metalworking.
- این آهنگر باتجربه پذیرفت که برادرزاده‌‌اش را در هنر فلزکاری تعلیم دهد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد prentice

  1. noun Works for an expert to learn a trade
    Synonyms: apprentice, learner

ارجاع به لغت prentice

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «prentice» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/prentice

لغات نزدیک prentice

پیشنهاد بهبود معانی