با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Sidetrack

ˈsaɪdtræk ˈsaɪdtræk
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun adverb
جاده فرعی، از امر اصلی منحرف شدن
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد sidetrack

  1. verb divert
    Synonyms: alter, avert, change, deflect, digress, redirect, swerve, switch, veer

ارجاع به لغت sidetrack

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «sidetrack» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/sidetrack

لغات نزدیک sidetrack

پیشنهاد بهبود معانی