با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Silk

sɪlk sɪlk
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    silks

معنی و نمونه‌جمله

noun verb - intransitive B1
ابریشم، نخ ابریشم، نخ ابریشم مخصوص طراحی، پارچه ابریشمی، لباس ابریشمی
- a silk dress
- پیراهن ابریشمی
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد silk

  1. noun
    Synonyms: fabric, fiber, mantua, pongee, samite, sendal, taffeta, thread, tulle, tussah, tussore

Idioms

  • hit the silk

    (عامیانه) با چتر نجات (از هواپیما) پریدن

ارجاع به لغت silk

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «silk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/silk

لغات نزدیک silk

پیشنهاد بهبود معانی