با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Spruce Up

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

phrasal verb
شیک کردن، تر و تمیز کردن، رنگ و لعاب بخشیدن
- We spruced up the room with a fresh coat of paint.
- به اتاق با نقاشی جدید رنگ و لعاب بخشیدیم.
- We should spruce up the living room before our guests arrive.
- باید قبل از رسیدن مهمان‌ها اتاق نشیمن را تمیز کنیم.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد spruce up

  1. verb make neat, well-groomed
    Synonyms: brush, deck out, dress up, fix up, groom, prim, primp, sleek, slick, smarten, tidy, titivate, wash
    Antonyms: dirty, mess up

ارجاع به لغت spruce up

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «spruce up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/spruce-up

لغات نزدیک spruce up

پیشنهاد بهبود معانی