با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Surd

sɜːrd sɜːd
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

همچنین می‌توان از sordino به‌ جای surd استفاده کرد.

معنی

noun adjective
گنگ، اصم، بی‌صدا، صامت، رادیکال
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد surd

  1. noun A consonant produced without sound from the vocal cords
    Synonyms: voiceless consonant
  2. adjective Produced without vibration of the vocal cords
    Synonyms: unvoiced, voiceless, hard

ارجاع به لغت surd

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «surd» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/surd

لغات نزدیک surd

پیشنهاد بهبود معانی