با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Thyroid

ˈθaɪrɔɪd ˈθaɪrɔɪd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun adjective
سپردیس، سپرمانند، وابسته به غده درقی
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد thyroid

  1. noun Located near the base of the neck
    Synonyms: thyroid-gland
  2. adjective Of or relating to the thyroid gland
    Synonyms: thyroidal

ارجاع به لغت thyroid

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «thyroid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/thyroid

لغات نزدیک thyroid

پیشنهاد بهبود معانی