با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Abduct

əbˈdʌkt / / æb- əbˈdʌkt / / æb- əbˈdʌkt / / æb-
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    abducted
  • شکل سوم:

    abducted
  • سوم شخص مفرد:

    abducts
  • وجه وصفی حال:

    abducting

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

verb - transitive
ربودن، دزدیدن (شخص)، دور کردن، آدم دزدیدن
- His son was abducted by a group of terrorists.
- یک دسته تروریست پسر او را دزدیدند.
- to abduct adjoining fingers
- انگشت‌های مجاور را از هم دور کردن
verb - transitive
پزشکی ازمرکز بدن دور کردن
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد abduct

  1. verb take by force and without permission
    Synonyms: carry off, dognap, grab, kidnap, make off with, put the snatch on, remove, seize, shanghai, snatch, sneeze, spirit away
    Antonyms: give up, let go, release

ارجاع به لغت abduct

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «abduct» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/abduct

لغات نزدیک abduct

پیشنهاد بهبود معانی