با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Brume

bruːm bruːm
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun uncountable
ادبی مه، دودمِه، مه‌دود، بخار، شبنم
- She walked through the brume.
- او از میان مه عبور کرد.
- A thick brume swirled around the ancient ruins, adding to their haunting allure.
- بخار غلیظی در اطراف ویرانه‌های باستانی می‌چرخید و بر جذابیت آن‌ها می‌افزود.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد brume

  1. noun A thick, heavy atmospheric condition offering reduced visibility because of the presence of suspended particles
    Synonyms: fog, mist, haze, murk, smaze

ارجاع به لغت brume

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «brume» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/brume

لغات نزدیک brume

پیشنهاد بهبود معانی