با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Cycle

ˈsaɪkl ˈsaɪkl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    cycled
  • شکل سوم:

    cycled
  • سوم شخص مفرد:

    cycles
  • وجه وصفی حال:

    cycling
  • شکل جمع:

    cycles

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun verb - transitive verb - intransitive countable B2
چرخه، دوره، تناوب، چرخه زدن، سیکل
noun verb - transitive verb - intransitive countable
دور، دوره گردش، چرخ، سیکل، یک سری داستان درباره‌ی یک موضوع، به‌صورت دورانی یا متناوب ظاهر شدن، سوار دوچرخه شدن
- one thousand cycles per minute
- هزا دور در دقیقه
- the cycle of a year's seasons
- گردش فصل‌های سال
- life cycle
- چرخه‌ی زندگی
- business cycle
- دوران (یا چرخه‌ی) اقتصادی
- The cycle that begins with birth and ends with death.
- چرخه‌ای که از تولد آغاز و به مرگ ختم می‌شود.
- a sonnet cycle
- مجموعه‌ی غزلیات
- the Charlemagne cycle
- چرخه‌ی افسانه‌های شارلمان
- Hot water is cycled back into the motor.
- آب گرم دوباره به درون موتور بازگردانده می‌شود.
- Prosperity goes cycling on from generation to generation.
- رونق از نسلی به نسل دیگر می‌گردد.
- I decided to cycle into town.
- تصمیم گرفتم سواره (دوچرخه یا موتورسیکلت) به شهر بروم.
- I love swimming and cycling.
- من عاشق شنا و (دوچرخه) سواری هستم.
نمونه‌جمله‌های بیشتر
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cycle

  1. noun era, phase
    Synonyms: aeon, age, alternation, chain, circle, circuit, course, eon, isochronism, loop, orbit, period, periodicity, revolution, rhythm, ring, rotation, round, run, sequel, sequence, series, succession, wheel

لغات هم‌خانواده cycle

ارجاع به لغت cycle

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cycle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cycle

لغات نزدیک cycle

پیشنهاد بهبود معانی