با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Get Stuck Into

آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

phrasal verb
شروع کردن به خوردن
phrasal verb
نکوهش کردن، انتقاد کردن
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد get stuck into

  1. phrasal verb Start eating
  2. phrasal verb Criticise someone; tell off; to get angry at; to attack

ارجاع به لغت get stuck into

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «get stuck into» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/get-stuck-into

لغات نزدیک get stuck into

پیشنهاد بهبود معانی