امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Odds And Ends

ˈɑːdzəndˈendz ɒdzəndendz
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

idiom C2
خرت و پرت، خرده‌ریزها

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد odds and ends

  1. noun miscellaneous grouping
    Synonyms:
    assortment bits bits and pieces bits and pieces debris etcetera hodgepodge jumble knickknacks leavings leftovers litter medley melee miscellaneous paraphernalia miscellany mishmash mixed bag motley mélange notions novelties oddments olio particles patchwork potpourri rags refuse remainder remains remnants rest rubbish rummage scraps sundries sundry items this and that

ارجاع به لغت odds and ends

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «odds and ends» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ دی ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/odds and ends

لغات نزدیک odds and ends

پیشنهاد بهبود معانی