با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Playpen

ˈpleɪpen ˈpleɪpen
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    playpens

معنی

noun
تخت نرده‌دار (که کودک در آن بازی می‌کند )، قفس بچه، (اصفهانی) تاپوچی، تاپوچی ببه، مانک
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد playpen

  1. noun A portable enclosure in which babies may be left to play
    Synonyms: pen

ارجاع به لغت playpen

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «playpen» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/playpen

لغات نزدیک playpen

پیشنهاد بهبود معانی