با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Plenitude

ˈplenɪtuːd ˈplenɪtjuːd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun
( plentitude ) کمال، سرشاری، وفور، فراوانی
- in the plenitude of health
- در کمال سلامتی
- the unusual plenitude of plants
- وفور غیرعادی گیاهان
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد plenitude

  1. noun Prosperity and a sufficiency of life's necessities
    Synonyms: plenty, abundance, plenteousness, wealth, bounteousness, excess, bountifulness, plentifulness, plentitude

ارجاع به لغت plenitude

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «plenitude» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/plenitude

لغات نزدیک plenitude

پیشنهاد بهبود معانی