با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Propellant

prəˈpelənt prəˈpelənt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
( propellent ) عامل، انگیزه، محرک، نیروی محرکه
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد propellant

  1. noun Any substance that propels
    Synonyms: charge, gunpowder, propellent, combustible
  2. adjective Tending to or capable of propelling
    Synonyms: propellent, propelling, propulsive

ارجاع به لغت propellant

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «propellant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/propellant

لغات نزدیک propellant

پیشنهاد بهبود معانی