با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Runabout

ˈrʌnəbaʊt ˈrʌnəbaʊt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun countable informal
انگلیسی بریتانیایی اتومبیل روباز سبک (بدون درب و پنجره)
- My neighbor's runabout is perfect for commuting to work in the city.
- اتومبیل روباز همسایه‌ام برای رفتن به محل کار در شهر عالی است.
- The vintage runabout parked outside the café caught everyone's attention.
- اتومبیل روباز قدیمی پارک‌شده در بیرون کافه توجه همه را به خود جلب کرد.
noun countable
انگلیسی آمریکایی قایق موتوری (کوچک و سریع)، لنج
- We decided to rent a runabout for the weekend and explore the nearby islands.
- تصمیم گرفتیم برای تعطیلات آخرهفته یک قایق موتوری کرایه کنیم و جزایر نزدیک را بگردیم.
- We hopped into the runabout and set off for an exhilarating day.
- ما روی قایق موتوری رفتیم و برای یک روز هیجان‌انگیز راه افتادیم.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد runabout

  1. noun An open automobile having a front seat and a rumble seat
    Synonyms: roadster, two-seater

ارجاع به لغت runabout

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «runabout» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/runabout

لغات نزدیک runabout

پیشنهاد بهبود معانی