با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Two-fisted

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective informal
سرسخت، کاری، پرتکاپو
- The two-fisted journalist fearlessly exposed corruption.
- روزنامه‌نگار سرسخت بدون ترس فساد را افشا کرد.
- The two-fisted detective was known for his relentless pursuit of criminals, always ready to take action and bring them to justice.
- کارآگاه پرتکاپو به تعقیب بی‌وقفه‌ی جنایتکاران معروف بود و همیشه آماده بود تا دست به اقدام بزند و آن‌ها را به دست عدالت بسپارد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد two-fisted

  1. adjective Indulging in drink to an excessive degree
    Synonyms: hard, heavy

ارجاع به لغت two-fisted

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «two-fisted» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/two-fisted

لغات نزدیک two-fisted

پیشنهاد بهبود معانی