با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Continuation

kənˌtɪnjuˈeɪʃn kənˌtɪnjuˈeɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

ادامه، تمدید
noun
ادامه، مداومت، تعقیب، تمدید
- They asked for a continuation of the negotiations.
- آن‌ها درخواست ادامه‌ی مذاکرات کردند.
- the continuation of the boxing match after a short pause
- از سرگیری مشت‌بازی پس از مکث کوتاه
- This new road is a continuation of the old highway.
- این راه جدید دنباله‌ی بزرگراه قدیمی است.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد continuation

  1. noun addition; maintenance
    Synonyms: assiduity, augmenting, continuance, continuing, continuity, duration, endurance, enduring, extension, furtherance, going on, increase, increasing, line, maintaining, perpetuating, perpetuation, persisting, postscript, preservation, preserving, producing, production, prolongation, prolonging, propagation, protracting, protraction, sequel, succession, supplement, sustaining, sustenance, tenacity
    Antonyms: cessation, end, finish, halt, stop, termination

لغات هم‌خانواده continuation

ارجاع به لغت continuation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «continuation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/continuation

لغات نزدیک continuation

پیشنهاد بهبود معانی