با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Continuous

kənˈtɪnjuəs kənˈtɪnjuəs
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective B2
پیوسته، مداوم، متوالی
- The brain needs a continuous supply of blood.
- مغز نیازمند خونرسانی مداوم است.
- The world is in continuous evolution.
- جهان درحال تکامل پیوسته است.
- continuous noise
- سر و صدای بدون وقفه
- The water flowed continuously.
- آب مدام جاری بود.
- continuous function
- تابع پیوسته
- continuous tense
- زمان استمراری
نمونه‌جمله‌های بیشتر
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد continuous

  1. adjective constant, unending
    Synonyms: connected, consecutive, continued, day and night, endless, everlasting, extended, for ever and ever, interminable, looped, no end of, no end to, on a treadmill, perpetual, prolonged, regular, repeated, stable, steady, timeless, unbroken, unceasing, undivided, unfaltering, uninterrupted
    Antonyms: ceasing, completed, discontinuous, ending, finished, halting, intermittent, interrupted, sporadic, stopping

Collocations

لغات هم‌خانواده continuous

ارجاع به لغت continuous

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «continuous» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/continuous

لغات نزدیک continuous

پیشنهاد بهبود معانی