با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Craggy

ˈkræɡi ˈkræɡi
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

noun adjective
ناهموار، پرتگاه‌مانند ،پرتگاه‌دار
- the craggy mountains of Gillan
- کوه‌های پر صخره‌ی گیلان
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد craggy

  1. adjective jagged
    Synonyms: asperous, broken, cragged, harsh, precipitous, rock-bound, rocky, rough, rugged, scabrous, scraggy, stony, uneven, unlevel, unsmooth
    Antonyms: flat, smooth

ارجاع به لغت craggy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «craggy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/craggy

لغات نزدیک craggy

پیشنهاد بهبود معانی