با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Freebie

ˈfriːbiː ˈfriːbiː
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    freebies

توضیحات

به‌صورتِ freebee نیز نوشته می‌شود.

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun countable informal
(چیزی که بدون نیاز به پرداخت هزینه داده می‌شود به‌ویژه به‌عنوان راهی به‌منظورِ جلب حمایت یا تبلیغات) مفت و مجانی، مفتکی، رایگان، اشانتیون
- I got this CD as a freebie for buying a receiver.
- این سی‌دی را به‌صورت رایگان برای خرید رسیور گرفتم.
- The journalists were all given a freebie lunch.
- به تمام روزنامه‌نگاران غذای رایگان داده بودند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد freebie

  1. noun something for nothing
    Synonyms: complimentary ticket, free lunch, free pass, gift, giveaway, handout

لغات هم‌خانواده freebie

ارجاع به لغت freebie

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «freebie» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/freebie-or-freebee

لغات نزدیک freebie

پیشنهاد بهبود معانی