با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Disadvantageous

ˌdɪsædvənˈteɪdʒəs / / -væn- ˌdɪsædvənˈteɪdʒəs / / -væn-
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more disadvantageous
  • صفت عالی:

    most disadvantageous

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective
زیان‌آور، نامساعد
- His action was viewed in a disadvantageous light by many.
- خیلی‌ها به عمل او با نظر نامساعد نگریستند.
- a disadvantageous trait
- ویژگی زیانبخش
- They found the terms of sale disadvantageous.
- در نظر آنان شرایط فروش مقرون‌به‌صرفه نبود.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد disadvantageous

  1. adjective detrimental, inconvenient
    Synonyms: adverse, contrary, damaging, debit-side, deleterious, depreciative, depreciatory, derogatory, detracting, disparaging, downside, dyslogistic, harmful, hurtful, ill-timed, inexpedient, injurious, inopportune, objectionable, on the debit side, pejorative, prejudicial, slighting, uncomplimentary, unfavorable, unprofitable
    Antonyms: advantageous, convenient, helpful, well-timed

ارجاع به لغت disadvantageous

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «disadvantageous» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/disadvantageous

لغات نزدیک disadvantageous

پیشنهاد بهبود معانی