با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

Unmistakably

ˌʌnmɪˈsteɪkəbli ˌʌnmɪˈsteɪkəbli
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

این قید به‌صورتِ unmistakeably نیز نوشته می‌شود اما این املا چندان رایج نیست.

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adverb
به‌طور آشکار، به‌طور بارز، به‌طور محرز
- His accent was unmistakably British.
- لهجه‌ی او به‌طور بارز بریتیش بود.
- I saw her there unmistakably.
- به‌طور محرز او را آنجا دیدم.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد unmistakably

  1. adverb In a signal manner
    Synonyms: signally, remarkably

لغات هم‌خانواده unmistakably

ارجاع به لغت unmistakably

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unmistakably» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/unmistakably

لغات نزدیک unmistakably

پیشنهاد بهبود معانی